X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 08:58 ق.ظ

تفکر ویادگیری دو روی یک سکه اند

ستار جوانمردی[1]

یکی از عواملی که منجر به یادگیری در انسان می شود، تفکر است. سوالی که در اینجا مطرح است این است که تفکر چیست وچگونه می تواند به یادگیری منجر شود. پاسخ به این سوال هدف مقاله حاضر است.

"منظور از تفکر(اندیشیدن) فرایندی که توسط آن یادگیری های گذشته دستکاری وسازماندهی می شوند. از آن جایی که یادگیری های گذشته ی ما در حافظه ذخیره می شوند، پس می توان تفکر را به عنوان دخل وتصرف وایجاد تغییر در اطلاعات ذخیره شده در حافظه تعریف کرد(سانتروک،2004 به نقل از سیف،1387،ص346). یکی از ویژگی های متمایز بین انسان وحیوان، دارابودن انسان از قدرت تعقل واندیشیدن است. این ویزگی باعث ماندگاری انسان درطول تاریخ گردیده است. پیشرفت های بزرگ بشری در سایه توجه به تفکر وبه کارگیری آن به وجود آمده اند. این نیرو ومنبع عظیم  بشری که خداوند به رایگان به انسان ها عطا نموده، قرن ها ازدایره ی فهم بشری  در ارتباط با اینکه چگونه تفکر ویادگیری در انسان انجام می گیرد خارج بوده، تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم با آمدن علم روانشناسی به عرصه ی گیتی ، شناسایی این نیروی عظیم الهی نیز در دستور کار روانشناسان قرار گرفت. چنانکه با پیدایش مکتب روانشناسی شناختی وروانشاس مشهور این مکتب یعنی ژان پیاژه، مقوله شناخت وتفکر انسان جایگاه بسیار والایی پیدا نمود. به هرحال اگر با احتیاط سخن بگوییم، تفکرسرچشمه ی تمام یادگیری های بشر از گذشته تا به اکنون بوده است. اما  در این میان بایستی دقت شود که هر گونه تفکری به یادگیری منجر نمی شود بلکه آن تفکری منجر به یادگیری می شود که ویژگی هدفمندی را در خود داشته باشد. "تفکر هدفمند از خانوده حل مساله است. این نوع تفکر بر خلاف تفکر بی هدف(رویا وخیال پردازی)، ارادی وعمدی است ودر آن فرد به طور آگاهانه می کوشد تا به نتیجه ای دست یابد. یا به هدفی برسد"(سیف، همان منبع).

 مشابهت های زیادی بین یادگیری وتفکر وجود دارد. برای مثال در مقایسه بین یادگیری وتفکر گفته شده:" از آنجایی که یادگیری به کسب تجربه، افزوده شدن پاسخ ها واطلاعات تازه به خزانه رفتاری واطلاعاتی یادگیرنده، ویا ایجاد تغییر در پاسخ ها واطلاعات گفته می شود با تفکر که اشاره به استفاده از یادگیری های گذشته دارد، متفاوت است. یعنی تفکر ویادگیری دو فرایند متفاوتند. با این حال چون که بازسازی ودستکاری یادگیری های گذشته(یعنی تفکر) می تواند به یادگیری های تازه منجر شود، پس یادگیری وتفکر از هم جدا نیستند، بلکه مکل یکدیگرند"(سیف، همان منبع).

اگر دقیق تر بنگریم در طول تاریخ ،دانش انسان دائماً به موازات محیط در حال تغییر، متحول گردیده است. به تعبیری انسان همیشه با محیط خود در حال داد وستد وتعامل بوده است، گاهی تاثیر گرفته وزمانی هم تاثیر گذارده است. تجربه ی انسانی که حاصل این تعامل بوده همواره ماحصل تعامل انسان متفکر با محیط در حال تغییر بوده است.از این رو تجربه مبتنی برتفکر و آگاهی وعمل هوشمندانه بر اساس تفکر هوشمندانه می تواند انسان ها را در حل مسائل ومشکلات ودر نتیجه زندگی بهتر وزیباتر یاری دهد. پایان سخن را با این جمله ی زیبا از متفکر وفیلسوف بزرگ آمریکایی جان دیوئی درباره ی تفکر به پایان می برمکه می گفت:"زمانی که اندیشیدن آغاز می شود، جهانی به مخاطره می افتد."

منبع:سیف، علی اکبر.(1387). روانشناسی پرورشی نوین، روانشناسی یادگیری و آموزش.(ویرایش ششم). تهران: انتشارات دوران.



[1] - دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه بیرجند

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo